كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

96

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

قاآن فرمان امير الامرائى در ممالك ايران و توران به نام امير چوپان روان داشته بود . امير چوپان ايلچى را اكرام نمود و انعام فرمود و براى قاآن چندان بيلاك و سوغات روان ساخت كه از پادشاهان كسى مثل آن نفرستاد . ذكر لشكر كشيدن امير حسن « 1 » بن امير چوپان به جانب قندهار و غزنين و حرب او با سپاه پادشاه ترمشيرين امير چوپان پسر بزرگتر خود امير حسن را با لشكر بسيار به جانب غزنين و قندهار فرستاد كه پادشاه ترمشيرين [ در آن حدود بود و پيش از آن آواره بود كه ترمشيرين ] « 2 » عزيمت خراسان دارد . لشكر امير حسن در راه خرابى بسيار كردند . پادشاه ترمشيرين واقف شده سپاه فراوان به استقبال فرستاد و در حدود غزنين فريقين را ملاقات افتاد . دو سپاه جنگجوى شيرخوى روى در روى آورده ميمنه و ميسره و قلب و جناح آراسته شد . عنان مبارزان از چپ و راست گردان شد و گوش تكاوران به نوك سنان آرايش يافت . دو لشكر چون افواج دشت محشر و چون امواج بحر خضر در جنبش آمده بر هم زدند . سپاه ترمشيرين كه شيران بيشهء جنگ و نهنگان درياى معركه بودند ، از ستيز و آويز عاجز شده روى بر گريز نهادند . امير حسن به غزنين رفته سپاه او خرابى بسيار كردند . چنانچه از سر تربت سلطان محمود مجاوران را به اسيرى بردند و گورخانهء او را درهم شكسته ، اوراق مصاحف و كتب در زير دست و پا آوردند . آن بيداد « 3 » بر امير حسن مبارك نيامد . نظم غم زيردستان بخور زينهار * بترس از زبردستى روزگار

--> ( 1 ) . ك ، س : امير حسين ( 2 ) . ك : ندارد ( 3 ) . س ، ك : بيدادى